تبليغاتX
✿نه خیلی شاد، نه خیلی غمگین✿

✿نه خیلی شاد، نه خیلی غمگین✿

به آفتابگردان گفتن چرا شبا سرتو ميندازي پايين؟گفت چون ستاره چشمك ميزنه نميخوام به خورشيد خيانت كنم!!

زياد

زیاد خوب نباش . . . زیاد دم دست هم نباش . . .

زیاد که باشی ، زیــــــــــادی می شوی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 23:7  توسط زهرا  | 

صف نان

عزیزم هول نده! میزنم از وسط به دو قسمت مساوی تقسیم بشی ها...

.

.

.

.

دکتر شریعتی در صف نان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:14  توسط زهرا  | 

انصافه؟

انصـــاف نـیـست

کــه دنـیــا آنـقـدر کـوچك باشـد

کــه آدمـهــای تـکـراری را روزی صـد بــار بــِبـیـنــی

و آنـقـدر بـزرگ بــاشـد

کــه نـتـوانـی آن کـسـی را کـه دلـت مـیـخواهــد،

حـتــی یـِک بـار بـبــیـنــــی...!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:13  توسط زهرا  | 

!

من دنبال یه پسر خوب

مودب

با شخصیت

سربزیر و چشم پاک

راستگو

اهل کار

خانواده دوست

مهربون

و . . . میگردم
.
.
نه برای اینکه دوست پسرم بشه
.
.
.
.
.
.
یا اینکه شوهرم بشه .. نه به خدا .. خدا به سر شاهده !

واسه این میخوام که ببینم چه شكلیه اصلا"...


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:6  توسط زهرا  | 

بدون شرح

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 20:36  توسط زهرا  | 

دلستر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 20:17  توسط زهرا  | 

دكتر شريعتي

اگه گذاشتن يه جمله خفن بسازم

.

.

.

(دكتر شريعتي زماني كه بچه ها تو كوچه سر وصدا ميكردند)

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:9  توسط زهرا  | 

............

باران که می بارد همه چیز تازه می شود

.

.

حتی داغ نبودن تو

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:25  توسط زهرا  | 

خدایا.....

خدایا بارها همان جایی دستمو گرفتی که می توانستی

مچم را بگیری....

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:22  توسط زهرا  | 

پ ن پ

پـَـ نـَـ پـَـ

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!

*************************************************

 رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

 *************************************************

 دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟
می گم پـــ نه پـــ رفتم مرحله بعد!!!

 *************************************************

رفتیم رستوران گارسون اومده میگه:منو بیارم خدمتتون؟؟؟
پ نه پ...
علم غیب دارم خودم حدس میزنم و سفارش میدم...

 ***************************************************

گاو اولی : ماااااااااااااااا
گاو دومی : مااااااااااااا؟؟؟؟؟
گاو اولی : پَ نــه پَ اونا !

 ***********************************************

حواسم نبود با صورت رفتم تو در، ميگه نديديش؟
ميگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم مى خوام با منقار يه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو

 ***********************************************

رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟ میگه
کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!

 ***************************************************

رفتيم كبابي، گربه زل زده تو چشمام! دوستم ميگه آخي گشنشه گوشت ميخواد؟! په نه په گارسونه اومده ببينه كمي كسري چيزي نداشته باشيم!

 ***********************************************

به مامانم ميگم یه چیز بنداز رو بابا خوابه …
میگه پتو خوبه؟
پ نه پ میز ، میز خوبه


*************************************************************

تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـَــــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:16  توسط زهرا  |